ما شیرازیم...
سلام به همگی.به خاطر تعطیلات سه روزه، اومدیم شیراز.خیلی دلم تنگ شده بود و عجیب دلم هوای شاهچراغ رو داشت.خوشبختانه سعادت نصیبم شد و امشب که شب شهادت بانو فاطمه ی زهرا بود رفتیم حرم.مراسم داشتند و بینهایت شلوغ بود.خوشبختانه ثنا و ثمین دخترای خوبی بودن و کلی نشستیم و لذت بردیم.توی صحن وقتیکه خدام حرم داشتند مراسم شام غریبان رو اجرا میکردند و نوحه میخوندن یه چیز خیلی عجیب بود . موهای تنم سیخ میشه وقتی بهش فکر میکنم.موقع نوحه سرائی همه ی کبوترهای حرم توی ضلعی که رو به مراسم بود جمع شده بودن و به پرواز درمیومدن.انگار که همه ی اونها هم با هم برای تنهائی امام علی و بچه هاش ماتم زده بودند و عزاداری میکردن!!این موضوع رو بابارضا و باباجون هم تائید...





